تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
سین اول سلام؛ سلام به بهار و باران و یاران، سلام به پاکی چشمه ساران
سین دوم سحر؛ سحر که مرغ میخواند، سحر که آوازش را سپیدار بیدار میداند
سین سوم، سادگی؛ ساده باشیم مثل بنفشه کنار جوی با پاکی همکاسه باشیم
سین چهارم، سرود؛ سرود شقایق و شعر و شور، سرود پرواز به دور
سین پنجم، سپید؛ دستمان سپید، قلبمان سپید، مثل پرندهای که به آسمان پرید
سین ششم، سفر؛ سفر کنیم با سیمرغ و صبح و شکوفه ی سیب، به سرزمین آب و نسترن و نی
سین هفتم، سلام؛ دوباره سلام، سلام به صبح و سپیده و سحر، سلام به پرواز و پر

بوي باران ، بوي سبزه ، بوي خاک
شاخه هاي شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش به حال روزگار ...
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛
اي دل من، گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نميپوشي به کام
باده رنگين نميبيني به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن مي که ميبايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار
گر نکوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ ...
(فريدون مشيري)

ارسال در تاريخ دوشنبه 26 اسفند1387 توسط مهنوش

 

تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد. 
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟» 
صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد. 
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟» 
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!» 
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج. 
دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. 
برای تمام چیزهای منفی كه ما بخود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد، 
تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»، 
تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»، 
تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»، 
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»، 
تو گفتی «من نمی‌توانممشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»، 
تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»، 
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»، 
تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»، 
تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»، 
تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»، 
تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»، 
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»، 
تو گفتی «من احساس تنهایی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»

ارسال در تاريخ یکشنبه 18 اسفند1387 توسط مهنوش

واین بار می نویسم اما.... دلم برای دلم تنگ شده.دلم برای تاپ تاپ قلبم تنگ شده راستش نگران دلم شدم،نکنه دیگه نتونه بزنه راستش دارم حس می کنم دلم یخ زده،قلبم سنگ شده یعنی وحشتناک ترین اتفاقی که آرزو داشتم هیچوقت نیفته. هنوز چشمام می باره اما بی دلیل انگار این چشما دیگه عادت کردن همیشه ابری باشن چشمام می باره،اما نه برای کس دیگه ای،این بار فقط برای خودم این دفعه حس می کنم خیلی دلم برای خودم تنگ شده. تو این همه وقت،همه رو دوست داشتم،برای همه وقت گذاشتم احساسات همه برام مهم بود برای همه احترام قائل بودم،جز خودم حس می کنم درحق خودم خیلی ظلم کردم الان که با خودم خلوت می کنم،خیلی شرمندش می شم وقتیکه ازم می پرسه که: چرا منو دوست نداشتی؟چرا منو داغون کردی؟چرا با من این کارارو کردی؟منو به کی فروختی؟منی که قراره تا آخر راه باهات باشم.منی که توی دنیا از همه بهت نزدیکترم.از همه بیشتر عاشق توام،چرا این کارارو باهام کردی؟ وقتی اینارو بهم میگه،فقط می تونم سکوت کنم چون حرفی برای گفتن بهش ندارم. اون راست میگه،من اونو فدا کردم.بدون اینکه اجازه اینکارو داشته باشم وبرای این کار یه عمر شرمنده می مونم. اما توی این خلوت تنهایی هام تنها جایی که سرم همیشه بلنده،پیش وجدانمه. نمیتونه بهم چیزی بگه،چون هیچوقت زیر پا نزاشتمش باز حرف دلمو گوش نکردم،تاپیش وجدانم سربلند باشم هرشب قبل از خواب بهش جواب پس میدم مبادا دلی رو شکونده باشم،مبادا کسی رو رنجونده باشم مبادا حق کسی رو پایمال کرده باشم مبادا حرفی زده باشم یاکاری کرده باشم که با اصول اولیه زندگیم تناقض داشته باشه. هروقت که شرمندش نبودم با وجدانی آسوده می خوابم حالا تواین میون اگه کسی دلم رو شکوند،اگه کسی منو رنجوند. اشکال نداره،حتما دلیلی برای این کارش داشته،به جز یه نفر، کسیکه تا نبینم خدا جواب کاری که در حق من کرد رو توی همین دنیا نشونش بده،نمی تونم ببخشمش نمی تونم.... خدا منو ببخشه،اما شاید هنوز اونقدر دلم بزرگ نشده که بتونم ببخشمش. امیدوارم یه روز دلم بشه اندازه یه دریا،اما فعلا که اندازه دل یه گنجشک کوچولو می مونه. خدایا منو ببخش ،فقط همین ...

ارسال در تاريخ جمعه 16 اسفند1387 توسط مهنوش
 

اول فروردین تا 25 فروردین " شاهین "

مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید ازموانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید..

26 فروردین تا 22 اردیبهشت "مرغابی"

برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید ، اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند.گاهی بی دقت می شوید ، بنابراین ضررهایی می بینید.

23 اردیبهشت تا 19 خرداد " قمری "

طبیعتا آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و بندرت از آن خسته می شوید . بردبار ، سازگار و در عین حال جذاب هستید.

20 خرداد تا 16 تیر " عقاب "

شخصیتی بسیار محترم دارید.هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید.بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید.

17تیر تا 13 مرداد " بلبل "

معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید.هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد.

14 مرداد تا 10 شهریور " مرغ ماهیخوار "

شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق "رویارویی" است و از این کار لذت مید.مهمترین مسایل پیرامون خود را به مرور و با خونسردی حل و فصل می کنید.بسیار حساس و تیرهوشید. 

11 شهریور تا 7 مهر " قو "

همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید.با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید.بندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.

8 مهر تا 5 آبان " دارکوب "

سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا . برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید.برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید ، اما این فقط ظاهر شماست !

6 آبان تا 3 آذر " باز کوچک "

ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید ! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و ار آنچه در اطرافتان می گذرد ، آشفته و مضطرب نمی گردید.

4 آذر تا 2 دی " کلاغ "

به غایت گیرا ، پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش ، در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زیردست می باشید.عاشق رقابت بوده و از طبیعت ، جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید.

3 دی تا 30 دی " حواصیل "

جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید.در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ، اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید.

1 بهمن تا 28 بهمن " سینه سرخ "

شما یک برونگرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید.بسیار خانواده دوست هستید ، اگر چه گاهی کمی ستیزه جو می شوید.

29 بهمن تا آخر اسفند " سهره "

زرنگ ، حساس و گوش به زنگ هستید.ذاتا فردی اجتماعی و خونگرمید ، چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند.منظم و اهل ورزش هستید.
ارسال در تاريخ چهارشنبه 14 اسفند1387 توسط مهنوش
قالب وبلاگ